spacer

مشق شب

spacer

Sunday, October 19, 2003

نسيمي كه گذشت
و مني كه ماندم
و طوفانهايي كه امدند.
دير دريافتم
تشنه اتفاقات دور به سراب زدم خويشتن را
به سرابهاي راستين ارزو فريفتم خويش را
دير دريافتم
مبتلا يه زندگي نبايد به ايستد
بايد برود
دور شود
محو شود
به راستي چه چيز غم انگيز است؟
هوسي كه اسير در حصار حسرت باشد؟
ذهني كه ايينه خيابانها و ادمها باشد؟
اري! هر چيز كه از انديشه نباشد

شبهاي تاريكي است
غرورم را اگر حتم داري بر اب داده اي
اشتباه رفته اي
درياي غرور را در من نديده اي
جواني را حتم داري اگر به حسرت و حادثه ختم كرده اي
راست مي گويي
حس مي كنم
جواني دارد از دست مي رود
از دست تو!
.......



Friday, October 03, 2003

....با اب زور مهر ايزد صاحب دشتهای خوب و وسيع را ميستاييم که خانمان
با ارامش و خانمان خوب به ايرانشهر ( ممالک اريايی ) ميبخشد............
روز مهر از ماه مهر - مهر ايزد و مهر گين ( 10 مهر ماه )

به مدت شش روز تا رام روز از ماه مهر ( 16 مهر ماه )
بزرگترين جشن ايرانيان پس از نوروز
سياسی ترين جشن ايرانيان
روز پیروزی نيروهای راستی بر دروغ
پيروزی کاوه بر ازدی دهاک ( ضحاک ) و به پادشاهی رسيدن فريدون
جشن کشاورزی - برداشت محصول
جشن فرهنگيان
تاجگذاری اردشير بابکان در اين روز بوده است


مهر يا ميترا به معنای
1- فروغ خورشيد
2- مهر و دوستی
3- نگهبان اپمان


مهر از خدايان پيش از زرتشت است که در ايين زرتشتی به صورت يکی از فرشتگان در ميايد



Wednesday, October 01, 2003

بوي باران
بوي سبزه
بوي خاك
شاخه هاي شسته
باران خورده
پاك
اسمان ابي و ابر سپيد
برگهاي سبز بيد
عطر نرگس
رقص باد
نغمه شوق پرستوهاي شاد
خلوت گرم كبوترهاي مست
نرم نرمك مي رسد اينك بهار
خوش بحال روزگار.......
خوش بحال چشمه ها. دشت ها
خوش بحال دانه هاو سبزه ها
خوش بحال غنچه هاي نيمه باز
خوش بحال دختر ميخك كه ميخندد به ناز
خوش بحال جام لبريز از شراب
خوش بحال افتاب.............
اي دريغ! از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم
اي دريغ! از من مگر مستم نسازد افتاب
اي دريغ! از ما دريغ از ما
اگر كامي نگيريم از بهار.....
گر نكوبيم شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ
هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ
......................


spacer